خاموشی بیلبوردها اولین نشانه تضعیف اقتصاد بدون نفت/ وزارت راه شانه خالی نکند
وقتی آخرین چراغهای بیلبوردهای جادهای خاموش شوند، موضوع دیگر به سقوط صنعت تبلیغات محدود نمیشود؛ این موضوع نشانه خاموش شدن بخشی از موتور اقتصاد غیرنفتی کشور است.
شرکتها و کانونهای تبلیغات محیطی امروز از تابلوهای خالی، بدهیهای انباشته و خطر ورشکستگی میگویند، اما پشت این بحران، واقعیتی بزرگتر پنهان شده است، تصویری واضح از تضعیف یکی از زیرساختهای حیاتی ارتباط میان تولیدکننده و بازار.
در اقتصاد ما که قرار است بر دوش بخش خصوصی، برندهای ملی و فروش محصولات ایرانی بایستد، حذف رسانههای مؤثر معرفی کالاها به معنای دشوارتر شدن رقابت، کندتر شدن فروش و ضعیفتر شدن رشد اقتصادی است.
یکی از سوءبرداشتها در اقتصادهای در حال گذار آن است که تبلیغات را فعالیتی غیرمولد تلقی میکنند؛ گویی ارزش واقعی تنها در کارخانه، معدن یا مزرعه خلق میشود اما در اقتصادهای موفق جهان، تولید بدون ارتباطات بازار، ارزشی ناقص و ناتمام است. کالا زمانی به ثروت تبدیل میشود که بتواند مشتری پیدا کند و مشتری زمانی شکل میگیرد که بازار از وجود کالا، مزیت آن و هویت برند تولیدکننده آگاه شود.
از این منظر، صنعت تبلیغات محیطی بخشی از زیرساخت اقتصاد غیرنفتی است همانگونه که جاده، بندر و شبکه حملونقل زیرساخت فیزیکی اقتصاد محسوب میشوند. تابلوهای تبلیغاتی جادهای صرفاً سازههای فلزی نیستند؛ آنها شبکهای برای انتقال اطلاعات اقتصادی، معرفی محصولات، تقویت رقابت و توسعه بازار هستند. هرچه این شبکه ضعیفتر شود، هزینه دسترسی تولیدکنندگان به مشتریان افزایش مییابد و توان رقابتی بخش خصوصی کاهش پیدا میکند.
اقتصاد بدون نفت به معنای اقتصادی است که رشد آن نه از فروش منابع طبیعی، بلکه از تولید، نوآوری، برند و سرمایهگذاری بخش خصوصی حاصل میشود. در چنین اقتصادی، داراییهای نامشهود اهمیت فزایندهای پیدا میکنند. ارزش بسیاری از بنگاههای موفق جهان بیش از آنکه در ماشینآلات و ساختمانها باشد، در برند و جایگاه ذهنی آنها نهفته است و تبلیغات محیطی مهمترین ابزار خلق آنهاست.
به همین دلیل است که بحران مالی کانونها و شرکتهای تبلیغات محیطی را نباید صرفاً یک مشکل صنفی تلقی کرد. اگر فعالان این صنعت به دلیل رکود، کاهش تقاضا و فشارهای مالی از بازار خارج شوند، نخستین قربانیان آن شرکتهای تولیدی ما خواهند بود که برای معرفی محصولات خود به رسانههای فراگیر نیاز دارند. در نتیجه هزینه بازاریابی و مارکتینگ افزایش مییابد، ورود برندهای جدید دشوارتر میشود و رقابت در بازار کاهش پیدا میکند.
از سوی دیگر، صنعت تبلیغات محیطی خود بخشی از زنجیره تولید ملی است. از چاپخانهها، عکاسان و طراحان گرافیک گرفته تا سازندگان سازهها و پیمانکاران نصب و خدمات آنها، شرکتهای فناوری، نیروهای اداری، اجرایی، فنی و هزاران شغل دیگر که به پویایی این بخش وابستهاند. رکود در این صنعت، تنها به خاموش شدن چند بیلبورد منجر نمیشود؛ بلکه زنجیرهای از فعالیتهای اقتصادی را تحت تأثیر قرار داده است.
بنابراین، این دغدغه که آیا اقتصاد میتواند بدون تابلوهای تبلیغاتی به حیات خود ادامه دهد مسئله اصلی نیست، موضوع این است که آیا اقتصاد غیرنفتی میتواند بدون زیرساختهای مؤثر توسعه بازار رشد کند؟ که مسلما پاسخ روشن است. اقتصادی که مسیر ارتباط میان تولیدکننده و مصرفکننده را تضعیف میکند، در عمل یکی از مهمترین موتورهای رشد بخش خصوصی را خاموش میسازد. از اینرو، حمایت کامل حاکمیت از صنعت تبلیغات محیطی نه حمایت از یک صنف، بلکه حمایت از یکی از ارکان ضروری زنجیره اقتصاد بدون نفت است.
در دستور کار قرار گرفتن راهکارهای موثر برای جبران خسارتهای وارده به این واحدهای صنفی در حوادث سالهای اخیر، نهتنها باید برای وزارت راه در اولویت قرار گیرد بلکه دولت نیز به عنوان حافظ منافع عموم کسب و کارهای اقتصادی باید دستورات لازم را به این وزارت خانه ابلاغ کند تا مسیر تولید، بازارسازی و بازاریابی تولیدکنندگان نیز هموارتر گردد.
دیدگاه